نام بهار...
بر سر زبانها افتاده...
ولی هنوز هم...
ورد زبان من...
نام توست !
" نسترن وثوقی "
آخرین روزهای سال...
زمان تغییر و تحول در اوضاع زندگی ست...
زمان جایگزین کردن وسایل نو با کهنه...
.
.
.
اما ...
حکایت دل فرق میکند...
یک نفر را سالها در دل نگه می داری...
نه کهنه می شود...
و نه جایگزینی دارد...
زندگی...
زندگی یعنی انعکاس لبخند خدا روی پنجره ی دلت...
زندگی یعنی شنیدن طنین دلنشین صدای مادر...
زندگی یعنی داشتن تکیه گاهی به گرمی دستان پدر...
زندگی یعنی سلامت...
زندگی یعنی موسیقی شاد خانواده...
.
.
.
زندگی یعنی، جای خالی یک نفر...
زندگی یعنی، مرور خاطرات ثانیه های با هم بودن...
زندگی یعنی یک نفر مهمان هر لحظه ی ذهنت باشد...
خیالش ،لالایی هر شبت...
و دعایت ،همیشه و همه جا بدرقه ی راهش ...
.
.
.
زندگی همیشه رسیدن نیست...
زندگی یعنی انتظار برای رسیدن...
انتظاری دردناک....اما شیرین....
سکوتِ وداعِ واپسین دیدار...
همیشه مرطوب است...
اما...
تنها در سکوت می توان فاصله ها را...
با گوهر خیال پیوند داد...
به راستی که چه زیباست سکوت؛
این واژه پر از فریاد ...
شازده کوچولو گفت:شاید باورت نشه!
گل با تعجب پرسید:چیو؟
شازده کوچولو گفت:اینکه بعضی شبا میشه نخوابید
و تا صبح به تو فکر کرد...
"آنتوان دوسنت اگزوپری"
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست...
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
" هوشنگ ابتهاج "
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه میکنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظهی عزیمت تو ناگزیر میشود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود
"قیصر امین پور"