پشت دیوار سکوت

پشت دیوارهای سکوت،کلبه ای ساخته ام از جنس رسوایی...

پشت دیوار سکوت

پشت دیوارهای سکوت،کلبه ای ساخته ام از جنس رسوایی...

پشت دیوار سکوت

**هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم...**

****************************************

فکرش را هم نمی کردم...
روزی...
فروزنده ی شمعی باشم...
که گرمی بخش کلبه ایست...
از جنس رسوایی(ام)...
.
.
.
اما...
.
.
.
امیدوارم،نور این شمع را ،تنها یک نفر دیده باشد.


****************************************




" ای سکوت، ای مادر فریادها... "

پنجشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ


 من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم


من، که خود افسانه می‌پرداختم،
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!


ای سکوت، ای مادر فریادها،
ساز جانم از تو پرآوازه بود،


تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه، شعرم تازه بود.


در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها


من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت، ای مادر فریادها!


گم شدم در این هیاهو، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟


گر سکوت خویش را می‌داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!


                                         " فریدون مشیری "



سکوت را باور دارم...

معجزه می کند...

" بودن همیشه در فریاد نیست..."

گاهی برای بودن...

باید با چشم سخن گفت و با زبان فقط نگاه کرد...!!

کار آسانی نیست...

سکوت را می گویم...

مرد می خواهد...!!!!!!

.

.

.

مرد می خواهد ، به جای آنکه حرفهایت را اقرار کنی...ساکت باشی...

مرد می خواهد ، بجای آنکه خشمت را فریاد بزنی...سکوت کنی...

.

.

.

سکوت را باور دارم...

این معجزه ی خاموش...

حرفها را جور دیگری حکایت می کند...


  • بهار ........

نظرات  (۱)

  • فرشته حالی
  • سلام شعر سکوت  آقای حمیدرضا برقعی رو بخونید خیلی خوبه میگه
    "زمین  یخ زده را گرم می کند آرام 
    سکوت معجزهذآفتاب تابنده است ..."

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی