پشت دیوار سکوت

پشت دیوارهای سکوت،کلبه ای ساخته ام از جنس رسوایی...

پشت دیوار سکوت

پشت دیوارهای سکوت،کلبه ای ساخته ام از جنس رسوایی...

پشت دیوار سکوت

**هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم...**

****************************************

فکرش را هم نمی کردم...
روزی...
فروزنده ی شمعی باشم...
که گرمی بخش کلبه ایست...
از جنس رسوایی(ام)...
.
.
.
اما...
.
.
.
امیدوارم،نور این شمع را ،تنها یک نفر دیده باشد.


****************************************




" حکایت همیشگی "

سه شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۳۷ ق.ظ


حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود


                                          "قیصر امین پور"


  • بهار ........

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی